تبليغاتX
کوچه دلتنگی
دفتر دل
يک نفر اين جا هست

که سوالي دارد؟؟

چه کسي پاسخ گوست؟

چه کسي‌هست که روشن‌کند

اين‌ذهن‌مرا

و بگويد که چرا؟

کوله پشتي هامان

پر از حرف قشنگ

حرف ها رنگ به رنگ

و دريغا که به هنگام عمل

مشت هامان خالي است

از همين روست که هنگام شعار

هرچه مشت است گره خورده

و بسته ست

چشم ها هم خسته ست

چه کسي پاسخ گوست؟

ما چه کرديم به جز چند شعار

و شب شعر؟

خوردن کيک و سن ايچ

يک تجمع سر پيچ

و تحصن و همايش

و آخر هم هيچ....

چشم وا کن و ببين !

دور فکر من و تو

حلقه هاي کپک است

دست هامان همگي

بي نمک است .

همتي بايد کرد

تا که آدم بشويم

دست برداريم ز شعر و زشعار

ز قيافه ز اِفه

همتي بايد کرد

مطمئن‌باش که حل‌مي‌شود اين معضل‌عدل

اگر آدم بشويم

مطمئن باش که آن پيرزن کور و فقير

آن پسر بچه ي تنها و يتيم

فقر را مي فهمند

عدل را مي دانند

قصه ي ما را هم

از همين روست به ما مي خندند

من و تو آمده ايم

تا که انسان بشويم

تا که بگشاييم بند ها از پي هم

عدل يعني ز تعلق ز منيت

همگي وا بشويم

عدل يعني پر پرواز پرستو بشويم

عدل يعني من و تو ما بشويم

عدل يعني که نقاب از رخ خود

بر بکشيم

عدل يعني که بخواهيم که

آدم بشويم



لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 11:23
توسط ..:: م ::..

بدان عشق بازيچه نيست پس بيا با

 

گلبرگهايمان ساقكي كوچك براي عشق پديد

 

اوريم و به ياد عشق ديروز و به اميد

 

عشق فردا زندگي را بگذرانيم به اميد روزي

 

كه قلب شكسته ام را باز سازي كني

 

پس بدان كه عشق را نمي توان ابزار كرد

 

بلكه عشق رازي است پنهان پس

 

بدان كه دوستت دارم بلكه عاشقتم

 




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 1:2
توسط ..:: م ::..

پرستوها چرا پرواز كرديد

 

جدايي را شما آغاز كرديد

 

سفر.سفر جدايي بود

 

ولي  ماندن  تباهي  بود

 

سفر.سفر جدايي بود

 

به جز رفتن چه راهي بود....

 

 

من همچنان تنهايم واين تنهايي تاريك و تلخ را

 

هيچكس درك نمي كند .هنوز هم در پيچ و خم

 

نادانسته هايم پرسه مي زنم .هنوز راه حلي براي

 

 اين دلتنگي مرگ آور پيدا نكرده ام .خسته از اين

 

راه بي پايان خسته و رنگ پريده .هنوز در گير و

 

 دار احساسم دست و پا مي زنم .....




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 1:1
توسط ..:: م ::..

تا خدا بنده نواز است به خلقم چه نياز

 

 

مي كشم ناز يكي تا به همه ناز كنم

 

  

  

اي كاش قطره اشكي بودم تا در

 

چشمانت زندگي مي كردم

 

وقتي به گونه هايت مي رسيدم

 

مي بوسيدمت و مي رفتم

 

 

  

  

 

اي كاش مي شد زندگي را با ابرنگ

 

رنگين كمان كه امتدادش ابي است

 

 رنگ كرد

 

 




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 0:59
توسط ..:: م ::..

يه كسي شايد مثل يه دخترك هميشه دنبال گمشده اش ميگشت

 

 

 

 

 

فقط از شدت غصه غروبا يه چيزي مثل بلور از لاي اشكاش مي شكست




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 0:53
توسط ..:: م ::..

نویسنده:عقیل

من غريبهِ ديروزم آشناي امروز و فراموش شدهِ فردا... پس در آشنايي امروز مينگرم تا در فراموشي فردا يادم کني




لينك ثابت نوشته شده در شنبه یازدهم آذر 1385ساعت 11:59
توسط ..:: م ::..

نویسنده: ماهور

ای ره گشوده در دل اسمانها...

با توسن عنان گسسته از هزار راه

رفتن به اوج قله مریخ وزهره را تدبیر می کنی

اخر به ما بگو کی قله محبت را تسخیر می کنی




لينك ثابت نوشته شده در جمعه دهم آذر 1385ساعت 23:14
توسط ..:: م ::..

 

 

قرن ما شاعر اگر داشت، هوا بهتر بود . .

خار هم کمتر نبود از گل، بسا گل تر بود.

قرن ما شاعر اگر داشت که کبوتر با کبوتر، باز با باز نبود، شعار پرواز!

واي بر ما که تصّور کرديم عشق را بايد کشت . .

در چنين قرني که دانش حاکم است عشق را از صحنه دور انداختن ديوانگيست، در ماندگيست، شرمندگيست . .

قرن ما شاعر اگر داشت




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه دهم مهر 1385ساعت 15:58
توسط ..:: م ::..

عزیزم عهدی که با تو بستم هرگز گسستنی نیست



لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه دوم مهر 1385ساعت 23:21
توسط ..:: م ::..

    مسافر به انتظارت خواهم ماند تا ابد براي هميشه .

           زيرا ميدانم به سوي من باز خواهي گشت

                               پس با همه توانم                                                  

               تلخي اين انتظار را تحمل خواهم كرد




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385ساعت 0:29
توسط ..:: م ::..

از طرف :آراز

 عشق یعنی مستی و دیوانگی عشق یعنی با جهان بیگانگی عشق یعنی شب نخفتن تا سحر عشق یعنی سجده ها با چشم تر عشق یعنی سر به دار آویختن عشق یعنی اشک حسرت ریختن عشق یعنی در جهان رسوا شدن عشق یعنی مست و بی روا شدن عشق یعنی سوختن  یا ساختن عشق یعنی زندگی را باختن عشق یعنی انتظار و انتظار عشق یعنی هرچه بینی عکس یار عشق یعنی دیده بر در دوختن عشق یعنی در فراقش سوختن عشق یعنی شعله بر خرمن زدن عشق یعنی رسم دل بر هم زدن




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه یازدهم مرداد 1385ساعت 7:55
توسط ..:: م ::..

دختر کوری تو این دنیای نامرد زندگی میکرد . این دختره یه

 دوست پسری داشت که عاشق اون بود .دختره همیشه

می گفت اگه من چشمامو داشتم و بینا بودم همیشه با

اون می موندم. یه روز یکی پیدا شد که به اون دختره چشماشو

 بده . وقتی که دختره بینا شد دید که دوست پسرش کوره .

بهش گفت من دیگه تو رو نمی خوام برو.پسره با ناراحتی رفت

و یه لبخند تلخ بهش زد و گفت:مراقب چشمای من باش!!!!!!!!




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه یازدهم مرداد 1385ساعت 7:44
توسط ..:: م ::..

نویسنده:سما و میثم                   پنجشنبه ۲۹تیر۱۳۸۵ ساعت۹:۶

صبح است ساقیا قدحی پرز شراب کن دور فلک درنگ ندارد شتاب کن




لينك ثابت نوشته شده در جمعه سی ام تیر 1385ساعت 0:7
توسط ..:: م ::..

                                                            بنام خدا

نویسنده : آراز

سلام

می خوام  براتون یه قصه تعریف کنم داستانی که ممکنه برای خیلی از شما یه قصه تازه نیست و شما هم این قصه سخت ولی شیرین رو تجربه کردین.

قصه ما از نیمه شب ساعت 12 به بعد یا یه کمی دیر تر شروع میشه با یه ترانه غمگین و یا در سکوت شب

وقتی که همه از کارهای روزانه خسته شده اند و تو خواب ناز فرو رفتن تازه تو زندگیت شروع میشه اره دارم از اون شبهایی صحبت می کنم که تو بیدار بودی و خوابت نمی برد . سکوت شب و با گریه های سوزناکت ، واسه یه عشق آتشین که تو سینه ات متولد شده بود می شکستی و تنها کسی که می تونست کمکت کنه و تو می تونستی ازش کمک بخوای خدای تو بود، یادته اون شب با خدا چه صمیمی داشتی صحبت می کردی؟ آخه اون دوست صمیمیته و تو خیلی راحت می تونستی دردتو بهش بگی...وای خدای من اون شب ها اصلا از یادم نمیره تو تو عشقت شکست خورده بودی و داشتی گریه میکردی و از خدا می خواستی که عشقتو هرجا که هست خشبخت کنه با انکه تو هیچ وقت به اون نخواهی رسید ولی ....

حتما این قصه یا شبیه اینو تجربه کردین واقا خیلی سخته ولی رنجش لذت بخشه نه؟

 




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم تیر 1385ساعت 0:22
توسط ..:: م ::..

نويسنده: سما و میثم
چهارشنبه 28 تير1385 ساعت: 21:6
امیدواریم که همیشه بهترین و موفق باشید .


امید به اینکه همه ما در شهر خدا از قطار اعمال پیاده شویم .

-.-.-.-.-.-.-.-.-. وفا آن نیست که همیشه در کنارت باشم .-.-.-.-.-.-.-.-.-

-.-.-.-.-.-.-.-. وفا آنست که نامت را همیشه بر زبان دارم .-.-.-.-.-.-.-.-



لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم تیر 1385ساعت 0:19
توسط ..:: م ::..

سلام

من تازه این وبلاگ رو ایجاد کردم اگه مایلید متن های عاشقانه یا یه قسمت از دفتر خاطرات   خود را در اختیار من قرار بدید تا به اسم خودتون در این وبلاگ قرار بدیم.




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم تیر 1385ساعت 9:1
توسط ..:: م ::..